خرید بک لینک

خدایا !من دلم قرصه !کسی غیر از تو با من نیستخیالت از زمین راحت، که حتی روز روشن نیستکسی اینجا نمی بینه، که دنیا زیر چشماتهیه عمره یادمون رفته، زمین دار مکافاتهفراموشم شده گاهی، که این پایین چه ها کردمکه روزی باید از اینجا، بازم پیش تو برگردمخدایا وقت برگشتن، کمی با من مدارا کنشنیدم گرمه آغوشت، اگه میشه منم جا کن…*******************************دسترسی مردم جهان به تلفن همراه بیشتر از دستشویی است!!!!!!!!!!!!این هم از عجایب زندگی مدرن است که موبایلتان همیشه در دسترستان است اما برای پیدا کردن سرویس بهداشتی باید زمان صرف کنید! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 12 تير 1403 ساعت: 23:08

یه وقتایی آدم یه چیزایی و از دست میده برای بدست آوردن یه چیزایی دیگه...

اما غافل از اینکه انرژی منفی های مسیر انقدر زیاده که نه تنها چیزی که داشتی و از دست میدی

بلکه برای رسیدن به هدفت هم متوقف میشی

پ.ن:چقدر تهی هستم امروز

حالت برزخی که نه میتونم خوشحال باشم نه ناراحت

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 1:18

نگاهش کردم خسته بود...دل شکسته بود...تنهابود....شاید تنها تر از همیشه...پرسیدم چی شدهگف دلم گرفته...گفت تنهام...گفت خسته امگف دیگه تاب و توان ازم بریده...پرسیدم شما که عاشق و معشوق بودیدمجنونت کجاست...گف گمشده تو دنیا و بدبختیهاش...گف بخت بد من همیشه همین بوده...گف دیگه نگام نمیکرددیگه آغوش برام باز نمیکرددیگه منتظر شنیدن صدام نبودنمیگف نباشنمیگف نمیخوام باشیاما بوی خواستن نمیدادشوق دیدار نداشتشوق خواستن و موندن نمیدادافسردگیها و دلمردگیهاش و برام به ارث گذاشت...گف باورت میشه؟منه سرخوش...منه بی خبر از همه جا...منه آزاد...منه رهاااا....منی که به دست باد دست میدادم....افسردگی وجودم و گرفته بوددریغ از شنیدن یه حس خوبروزهامو میگذروندم تو محلی که هیچ علاقه ای نداشتم به اون کار لعنتیفقط به شوق تموم شدن روز....که عصر بشه ...تا وقتی میبینمش با صدای گرمش جون بگیرم...خستگیم دربیاد....دریغ از اینکه دیگه موقع رسیدنش نگاهمم نمیکردشاید سلامش از روی اجباربودشاید عشق قدیمیش برگشته بودشاید و هزار شاید دیگه....دیگه لقمه از دستم نمیگرفتو روزهای آخر...گویی بدترین ناهار و شام عمرم بودکنایه های زخم وار...میگف بهانه وار بهانه داشتمیگف این روزا وقتی میخواس ادای آدم خوبارو دربیاره هم نمیتونستمیگف منو میبرد بیرون بگردونه تا حال و هوامون عوض بشهولی چون از اجبار بود...آخه گاهی وجدانش اجبارش میکردپس خاطرات خوبمونم خراب میکرد و جاشو میداد به خاطرات بدی که ساخته میشدگفت اما اینبار وقتی حس کردم اضافه امتصمیم گرفتم طوری نباشم که گویی از ازل نبوده ام....پ .ن شاپرک اینجا برات نوشتم تا سالها بعد مجنونت وقتی برگشت یادت بیارم که چرا امروز تصمیم از ازل نبودن گرفتی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 18:04

زِ عشقت بند بندِ
این دل دیوانه می لرزد!
خرابم می کنی اما
خرابی با تو می ارزد...

#هوشنگ_ابتهاج

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 7 شهريور 1400 ساعت: 22:23

گفتم از عشق تو رسوای جهانم تا چند

گفت رسوای منی تا به تماشای منی

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 2:02

دلتنگم..

دلتنگ حالی خوب...

لحظه هایی بود که هیچ نداشتم اما تورا داشتم

و ازدور داشتنت حس خوشبختی برایم داشت

وقت رفتنت دار و ندارم رفت

بعد از رفتنت گریه امانم نداد بارها جان دادم اما نمُردم

سالها گذشت تا عاشق شدم

از دور برایش میمردم

حالا اما روزها می گذرد دلتنگم

دلتنگ حالی که با همه دارو ندارم ،ندارمش

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 2:02

پاییز من ، عزیز ِ غم انگیز ِ برگریز !
یک روز می رسم و تو را می بهارمت ..

.........

پ.ن:کی فکرشو میکرد یه روزی بیای که دیگه نخوامت(م +ه+ر+۹۷)

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 2:02

هرقدر فردا به فراق تهدیدم کند
و آینده در کمینم بایستد
و وعیدم دهد
به زمستانِ اندوههای دیرگذر 
همچنان تو را دوست خواهم داشت
و هر روز صبح به تو میگویم 
من از آن توأم...

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 12 ارديبهشت 1397 ساعت: 17:00

خالــی ام چون باغ بودا ، خالی از نیلوفرانش

خالی ام چون آسمان شب زده بی اخترانش

خلق، بی جان، شهر گورستان و ما در غار پنهان

یأس و تنهایـــی ِ من ، مانند لوط و دخترانش...

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 21:59

خدایا !من دلم قرصه !کسی غیر از تو با من نیستخیالت از زمین راحت، که حتی روز روشن نیستکسی اینجا نمی بینه، که دنیا زیر چشماتهیه عمره یادمون رفته، زمین دار مکافاتهفراموشم شده گاهی، که این پایین چه ها کردمکه روزی باید از اینجا، بازم پیش تو برگردمخدایا وقت برگشتن، کمی با من مدارا کنشنیدم گرمه آغوشت، اگه میشه منم جا کن…*******************************دسترسی مردم جهان به تلفن همراه بیشتر از دستشویی است!!!!!!!!!!!!این هم از عجایب زندگی مدرن است که موبایلتان همیشه در دسترستان است اما برای پیدا کردن سرویس بهداشتی باید زمان صرف کنید!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 6:58

یلدا
آخرین
دلبریِ پائیز است
مانند زنی که درست لحظهٔ رفتن،
گیسوان مشکی بلندش را باز می کند...

 

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 22:26

گاهی
تمام جمعیت شهر
همان یک نفریست
که نیست ...

 

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:07

‏در من، هویج هاییست که با تو نخوردمکاهوهایی ست که باتو قسمت نکردمشبهاییست که با تو روی چرخ و فلک ندویدمو عاشقانه هاییست که هنوز با تو نگفتم 😍  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:07

.بی تو تهران چیست؟آیا از بلندی دیده ای؟!آسمانی تیره،برجی کج،دماوندی کثیف…!من که در بندم کجا، میدان آزادی کجا..!.کاش راه خانه ات اینقدر طولانی نبود…!  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:07

باران بزند
بر تن شهري كه نباشي.....

پاييز تر از
اين شبِ دلگير مگر هست ؟

 

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:07

صفحه بندی